شبی  شاید رها کردم جهان چون سرابم را

شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را

شبی شاید رها کردم جهانِ چون سرابم را
کسی اینجا نمی فهمد من و حالِ خرابم را

اگر چه سخت بیزارم ازاین تقدیرِ سَرخورده
ولی میگیرم از دنیا همه حق و حسابم را
دیدگاه ها (۰)

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

خواستم برایش بنویسماز دوری و دلتنگیازاین همه نبودن‌هایشاز بل...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

امروز روز تولد کسیه که شاید هیچ‌وقت نفهمه در گوشه‌ای از این ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

🔴 انسانیت سخت نیستمرد جوانی پدر پیری داشت که در بستر بیماری ...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط