مثل دیدن یک آشنا در غریب ترین جای جهان

مثلِ دیدن یک آشنا در غریب ترین جای جهان...

مثلِ دیدن یک آشنا در غریب ترین جای جهان...
مثل حس خیسی قطرات باران روی گونه های داغ و تب دار...
مثل یک چای داغ در سرمای برف از پشت پنجره...
مثل حس یک صبح بهاری...
مثل یک هوای آفتابی با چند تکه ابر سفید...
مثل یک سیب زرد درخشان غلت زنان در یک جویبار زلال...
مثل نفس کشیدن در یک باغ سبز و پر درخت با شکوفه های بهاری...
مثل یک ساعت خواب پس از یک روز کار سخت...
مثل حس زلال و بی مثال خوش دوران کودکی ...
یکی بود که اسمش رفیق بود...


#شهیدسیدثارالله_موسوی
دیدگاه ها (۰)

🌸🌧 صدای بارانعطر کاهگل کوچه باغ و حس خوب شکوفه های بهاری بار...

❤❤❤ سلام صبح دوستان بخیر و نشاط❤❤❤قسم به جان و جهان❤به نقطه ...

اولشیک نگاه ساده بودیک نگاه کودکانه ای کهتکیه بر غرور داده ب...

حال خوبی ست گلی را دیدن و نچیدن از باغ قامت گل نشکستن زیباست...

حال خوبی ست گلی را دیدنو نچیدن از باغقامت گل نشکستن زیباستو ...

بخونش..👇 👇 👉 من وتوقراربود فقط دوست باشیممن بنویسم وبرایت بخ...

پارت اول.توی دنیای موازی، ساعت ۱۰ شب از شیفت بیمارستان، خسته...

#پاییز_زیباپاییز یعنی صدای هو هوی باد پیچیده در علفزار...پای...

ستاره خدک شاعر تهرانی

#جشن_مهرگان و سروده‌های بخشی از چکامه‌سرایان بزرگ ایرانی درب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط