{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه طبیعت‌گردی

به دو چشمش منِ ماتم زده را آیِنه دید...
که چه ها کردم و زورم به غرورم نرسید!
به همان کفتر جلدی که بدونِ پر و بال...
می‌رود تا ابد از گوشه ی بامی که پرید
ردِ هر خاطره  مانده‌ست بر احساس دلم
چه‌کسی طرح غمی‌نو به تن خسته کشید؟
تن زخمی که به صد لرزه و پس لرزه نرفت
نه تو را از دل خود راند و نه خود از تو رمید
روزگاری‌ست که بر چشم شب‌آلوده‌ی من
نرسیدَست از آفاق سحر نور امید
نه لبی قصه ی پر درد مرا  زمزمه کرد...
نه کسی وصف مرا در غزلی تازه شنید
دلم از زلزله‌ی عشق تو ویران شد و حیف
قطره‌ای اشک به دامان مزارم نچکید
از بلندای غرورت نظری کن به دلم
توکه خورشید نگاهت به جهانم ندمید
دیدگاه ها (۰)

بلدم ناز کشیدن، بَلدی ناز کنی؟ بلدی حالِ دلم را تو کمی ساز ک...

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟...

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟...

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟...

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟...

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟...

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر داردبه خدا چشم تو یک فاجعه در ...

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر داردبه خدا چشم تو یک فاجعه در ...

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر داردبه خدا چشم تو یک فاجعه در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط