{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد
به خدا چشم تو یک فاجعه در بر دارد

با نسیم سحری شعله نکش می ترسم
کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد

گر چه از بودن با تو تن ِ من می لرزد
فکر تو خواب و خیالی ست که در سر دارد

بوی خوش می وزد از سینه ی عطر آگینت
دل ِمن میل به دروازه ی قمصر دارد

یا به آتش بکش و یا به دلم راه بده
کوچه ی چشم تو یک مشت ستمگر دارد

فاصله درد عجیبی ست میان ِ من و تو ؛
عابری در قفس تنگ ، کبوتر دارد؛

گرچه تشویش دل و دین مرا سوزانده ؛
پدر عشق بسوزد .......به تو باور دارد
دیدگاه ها (۱)

دلم رابه تو باختمو این قشنگ ترینقمار زندگی ام بود❤

دست بر دار! برو! پرسه نزن دور و برممن از آن قالی فرسوده که پ...

وااااااااااااای خدا چقدر خوشکله

پارت ۱۵ایتاچی از شدت گرما روی پوستش عرق کرده بود، دود ریه ها...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط