{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد

بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر دارد
به خدا چشم تو یک فاجعه در بر دارد

با نسیم سحری شعله نکش می ترسم
کلبه ی حوصله ی شهر ترک بردارد

گر چه از بودن با تو تن ِ من می لرزد
فکر تو خواب و خیالی ست که در سر دارد

بوی خوش می وزد از سینه ی عطرآگینت
دل ِمن میل به دروازه ی قمصر دارد

یا به آتش بکش و یا به دلم راه بده
کوچه ی چشم تو یک مشت ستمگر دارد

فاصله درد عجیبی ست میان ِ من و تو
عابری در قفس تنگ ، کبوتر دارد

گرچه تشویش دل و دین مرا سوزانده
پدر عشق بسوزد به تو باور دارد
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻫﺮ ﺷﺐﺑﺪﯾﻨﺴﺎﻥ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎ ﺭﺍ ...

ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﺴﺖﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﻃﻮﻣﺎﺭ ﺁﺭﺯ...

با من برقص حال و هوایت عوض شودطوری که عاشقانه فضایت عوض شودا...

همه شب چشم شدم، اشک شدم ............ریزش یک کوه شدم ،ناله ی ...

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت دوازدهم✨️💫# قسمت ۱۲: «شب اول اردو» 🔥❄️**ص...

ظهر عاشوراس...امام زمان داره خون گریه میکنه... همین که من زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط