بلدم ناز کشیدن بلدی ناز کنی

بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟

بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟
بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟

بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟
چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟

به دلم می کشم از طرح نگاهت غزلی
بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟

غزلی از تپش این دل خود ساخته ام
بلدی عشق مرا در دل خود راز کنی؟

دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن
بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟

پر از احساس نوازش شده سرپنجه ی من
بلدی روسری ات را تو کمی باز کنی؟

بلدی خط بکشی اسم رقیبان مرا؟
بلدی تا به ابد، عشق نو آغاز کنی؟

بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟
بلدی در دل من، جای خودت باز کنی؟

بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببری؟
بلدی تا سند از قلب من احراز کنی؟
دیدگاه ها (۱۰)

شب همه‌ ی ما یکی است! اما تاریکی هاش فرق داره.. #تاریکیتون‌ب...

میروم از این جهان به جای دگربه شام های دگر به صبح های دگرمیر...

آواز خوان: هنجره طلایی ( احمد ظاهر )بیایید بیایید که گلزار د...

گهی عاقل گهی دیوانه هستمگهی مسجدگهی بتخانه هستمگهی جویای حقم...

دستم بگیر نازم بکش که عاشقم و دل شکسته ام از خود مران مرا که...

خودشناسی و خداشناسی – بخش ۲بهرام:خدایا…گاهی احساس تنهایی می‌...

وقت انست که آرامش جانم باشیبت طناز من و عشق نهانم باشیماه اگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط