{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند بزن و موفق شو... به خاطر خودت و به خاطر تمام آنان ک

لبخند بزن و موفق شو... به خاطر خودت و به خاطر تمام آنان که اندوه و شکست تو، خوشحالشان می‌کند.
استوار بایست، سرت را بالا بگیر و ادامه بده؛ قوی‌تر، جسورتر، باشکوه‌تر...
بگذار همه به یاد بیاورند که تو همان درخت زبان‌زد و بلند و سایه‌دارِ باغچه‌ای، اگرچه از میان چهار فصل، اکنون به زمستانت رسیده‌ای، خشکی، بی‌بار و برگی و مدفون زیر هزار لایه برف...اما صبور باش که یک فصل تا بهار مانده، فقط یک فصل!

بهار که شد، برای همه شاه و... غلامِ آن پرنده‌ای باش که روزهای سرد زمستان هم جهان را رها کرده‌بود و روی شاخه‌های تو ماوا داشت...
دیدگاه ها (۴)

اول مهرپاییز.۱۴۰۵/۷/۱پاییزشعری ست. محکم و گرم

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

به خاطر خودت و شکوفه ای که چند ساعت قبل بیدار شد تاریکی ها ر...

به خاطر خودت و شکوفه ای که چند ساعت قبل بیدار شد تاریکی ها ر...

...تو‌ چون آتش بسوزاندی وجود بی‌ قرارم رامنم‌چون ‌شاخه‌خشکی‌...

ساده با تو حرف می زنممثل آب با درختمثل نور با گیا...

قربان ولیئی شاعر صحنه‌ای

سحرگه، غنچه‌ای در طرف گلزارز نخوت، بر گلی خندید بسیارکه، ای ...

با لحن کدام آفتاب؛با صدای کدام پروانه؛با آواز کدام سنگ؛با تر...

‎#جسدهای_بیحصار_اندیشه‎ ‎‎#قسمت_پایانی‎.. ‎به طرف در اتاق ‏ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط