عنوان  آبشار

عنوان : آبشار

عنوان : آبشار

توضیحات 👇👇 لیکای به عنوان یک مادر جوان در یک روستا زندگی می‌کرد که خونشون نزدیک یک آبشار بود. اون توی سن جوانی همسرش رو از دست میده و مجبور میشه که کار همسرش رو انجام بده. یک دختر کوچک داشت، ولی نمی‌توانست بعد کار برای اون وقت بزاره. او با حرفای زنان روستایی به این نتیجه رسید که برای بچش یک مرد نیاز دارد و با مردی ازدواج کرد. همسر جدیدش، یک آدم ساکت و حسود بود که وقتی زنه به دخترش علاقه نشون میداد حسادت میکرد. ‌ ‌ این حسادت به یک اتفاق وحشتناک باعث می‌شود و این آبشار زیبا با این حادثه تلخ شهرت می‌یابد. یک روز، مرد یک غذای خوشمزه برای زنه آماده می‌کنه. لیکای پس از رسیدن به خونه و با خستگیه کار سخت و در حالی که گرسنه بوده ، به دنبال بچش می‌گرده اما نمی‌تونه اون رو پیدا کنه. با فرض اینکه بچش توی خونه همسایه هست ، نشسته و غذا رو می‌خوره. فکر کنم دیگه میتونید پیش بینی کنی که چی شده. لیکای که از این واقعه وحشتناک آگاه نیست، هنگامی که متوجه میشه غذا از چی ساخته شده، شوکه میشه و به سرعت به سمت لبه آبشار میدوه و جان خود را می‌گیره. به دلیل این واقعه، این آبشار به نام آبشار نوهکالیکای شهرت یافته است.


#پرونده_جنایی #جنایی

من ماهک ام و دارک تایم اینجاست،اگ به این سبک از موضوعات علاقه مندی پیجم رو فالو کن^-^

اصکی؟چون اولین پیج هستم ک از این ویدئو ها فعالیت میکنم به هیچچچ عنوان اصکی نبینم چون پیجتو فیل میکنم❤️
دیدگاه ها (۲)

🟢 خانـم دکتر ســـهیلا سامـــی نابغه مغز و اعصاب جـهان شاگرد ...

dark life = 26

شرکت نظافتی و مراقبتی اصفهان

سناریو بلولاک/قفل آبی

پاره شدممممممممممم

می‌خوام یه سوال ازتون بپرسم𝕿𝖍𝖊 𝕹𝖊𝖛𝖊𝖗𝖊𝖓𝖉𝖎𝖓𝖌 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞کی فکرشو میک...

⁨⁨ساختنِ چیزهایی که به خونه «روح» میدن، قشنگ‌ترین بخشِ کارِ ...

به زیباییه مشکی

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

Part 1سال ۱۹۹۷یون سو در یکی از بازار های سعول در حال قدم زدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط