{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#بفرست_براش

#بفرست_براش

بگو...
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت
وآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است

هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو
رها نمی کند مرا هوای چشم های تو
من آن همیشه عاشقم که لحظه لحظه درد را
به دوش خسته می کشم برای چشم های تو
مسافرم ولی هنوز هزار جاده فاصله ست
میان غربت من و سرای چشم های تو

سپاسگزارم بابت لایک و حضور زیباتون فالورا و همراهان همیشگی شبتون بخیر و در پناه الله باشید🌹
دیدگاه ها (۰)

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

داستان عاشقانه جدید

پارت بیست و یکم

رمان: تا وقتی که عاشقت بشم

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

رمان اسیر خان پارت ششم ۶

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط