امروز‌توی‌‌مترو‌کنار‌من‌یه‌دختره‌نشسته‌بود‌سرشو‌به‌پنجره

امروز‌توی‌‌مترو‌کنار‌من‌یه‌دختره‌نشسته‌بود‌سرشو‌به‌پنجره‌

امروز‌توی‌‌مترو‌کنار‌من‌یه‌دختره‌نشسته‌بود‌سرشو‌به‌پنجره‌تکیه‌داده‌بودو‌خواب‌بود
دیدم‌یه‌نفر‌از‌پشت‌سر‌صدام‌زد‌خانوم‌
برگشتم‌دیدم‌یه‌پسره‌‌یه‌کیک‌ابمیوه‌گرفت‌گفت‌
میشه‌اینو‌بدید‌خانوم‌بغل‌دستیتون‌‌‌
با‌من‌قهره‌از‌صبح‌هیچی‌نخورده‌!
دختره‌با‌گریه‌‌سرشو‌بلند‌کردو‌‌نگاهش‌کرد
‌اصن‌گلبم‌اکلیلی‌شد‌از‌عشق‌بینشون
#داستان‌واقعی💙🌱
دیدگاه ها (۷)

فیک

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی⁵همین که درو هل دادم بورا پشتم پ...

مافیای من

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۷ویو کایاـساعت دوازده شب بود ...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط