{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من 🖤🍷

مافیای من
پارت ۵

ات : اوک

ات ویو

رفتم حیاط دیدم چان سو هس


ات : تو

چان سو : ات نمی دونی چقدر نگرانت بودم


ات : چه طوری منو میدا کردی نه اصلا ولش واسه چی امدی


چان سو : امدم ببرمت


ات : هه ببری کجا ببری


چان سو : میبرم مال خودمت کنم

چان سو با هر حرفش نزدیک ات میشد

چان سو : انگار یادت رفته تو مال من بودی من خیلی دلم برات تنگ شده

که یهووووووووووووو و و

چان سو لباش رو گذاشت رو لبای ات 😶


که یهوووووووووو
جیمین امد 😶

جیمین دست ات رو گرفت کشید

جیمین : داشتی چه غلطی می کردی

چان سو : هر غلطی کنم به تو ربط نداره ات مال منه فهمیدی مال من

جیمین یک مشت به چان سو زد


جیمین : دفعه اخرت باشه اسم ات و میاری


چان سو : دهنت رو ببند فکر کردی کی هستی ات رو اوردی اینجا ات مال منه نه مال


جیمین تا دل سیر جان سو رو داشت می زد


ات : جیمین لطفا بس کن داری میکشیش


ات : نگهبانا لطفا بیایین این مرد رو ببرین

نگهبانا امد چان سو رو نکه داشتن


جیمین : دفعه اخرت باشه ات مال منه

( ادمین : چرا ات ات می کنید عههههه مگه ات جی داره 😂) جیمین : ادمین عزیز خفه شو تو رمانت رو بنویس 😂


جیمین : نگهبانا ببرنش زیر زمین



ات : جیمین ولش کن مگه چیکار کرده


جیمین : برو تو ( نسبت بلند )


ات : اخه جی

جیمین : برو صبحانت رو بخور


ات : نمیرم


جیمین : ات رو عصابم راه نرو


ات : باهام بریم


جیمین و ات رفتن داخل
خلاصه رفتن صبحانه خوردن بعدش جیمن رفت شرکت شب


ات تو تخت دراز کشیده بود
و جیمین کنارش گوشی نگاه می کرد


ات : می تونم یک سوال بپرسم


جیمین : اهوم

ات : جیمین تو کارت چیه


جیمین رنگش پرید


جیمین : امم شرکت دارم

ات : خب چه شرکتی


جیمین : ات چقدر حرف می زنی بگیر بخواب


ات : اوففف جیمین بگو دا


جیمین : شب بخیر


ات : نمیگی
جیمین : تنبیهت یادم نرفته


ات : چی چه تنبهی

جیمین : امرزو


ات : شب بخیر


جیمین خندید و با هم خوابیدن

صبح جیمین و ات بلند شدن از اتاق امدن بیرون

چانگو ( خدمتکار ) : ارباب صبحانه حاضر


جیمین : اوک


جیمین و ات رفتن اشپز خانه می خواستن شرو عکنن که

جیمین: می تونی بری

خدمتکار : بله

خدمتکار رفت


ات : می خوای چیکار کنی


جیمین : می خوام تو رو بخورم می خوام صبحانه بخورم


ات : مسخره

جیمین خواست خواست صبحانه بخوره که

ات: جیمین


جیمین : بله


ات: چان سو چی شد


جیمین از سرجاش بلند شد ارم ارم نزدیک ات می شد ات هم بلند شد


جیمین : هم چی گفتی


ات ؛ هیچی ببخشید اصلا به من چه

جیمین : چرا داری عقب عقب میری هم ؟


ات : جیمین ببخشید دیگه نمیگم


جیمین : هم واقعا ؟


ات : جیمین


که یهو لبش رو گذاشت رو لبای ات ( 😶😐)
د بد مک می زد

بعدش جیمین جدا شد

جیمین : دیگه اسمش رو نشنوم

ات : چشم

ات نفس راحتی کشید

جیمین : هم تنبهت هنوز یادم رفته

ات : چی مگه این تنبیه نبود

جیمین : یا اینکه چیزی نیس اینو باید هرروز بدی ( منحرفاااا)

جیمین خواست لقمه رو بخوره گه

ات : جیمین


جیمین : باز چیه اگر درمورد کر یا چان سو باشه ساکت

ات چیزی نگفت

جیمین خواست لقمه رو بخوره


ات : جیمین


جیمین : مرض میزاری غذا رو کوفت کنم


ات: ببخشید

ات و جیمین صبحانه می خوردن


ات : جیمینییی


جیمین : بالا تخت خواب

ات : چی تروخدا غلط کردم چیزی نمیگم


جیمین : منحرف جان میگم برو بالا بخواب


ات عصبی پاشد خوایت بره که زنگ خرد

ات درو باز کرد که
دیدگاه ها (۴)

مافیای من 🖤🍷

مافیای من 🍷🖤

مافیای من 🍷🖤

مافیای من

dark love

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

وقتی بهت خيانت میکنه P5میدونم خیلی دیر گذاشتم ببخشیدات: پس چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط