{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزل ‌هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت ‌های روشن و شعله ‌ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولیِ ساده بساز
دیر کردی نیمه عاشق ‌ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد ️
دیدگاه ها (۸)

ـشانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خـشت و خشت و آجر و آجر ...

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر، پیکر...

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر، پیکرم ...

باد برد

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد

دلنوشته

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

بهترین شعرهایی که خواندمشــانــه ات را دیــر آوردیشــانــه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط