{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد برد

شانه­ ات را دیر آوردی، سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت­های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمة عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت
وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد .
_
☘
دیدگاه ها (۱)

ـشانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خـشت و خشت و آجر و آجر ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات رادیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجرآجر پیکرم را ...

دلنوشته

شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر، پیکرم ...

باد برد

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط