{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچی بیشتر آدما رو شناختم

هرچی بیشتر آدما رو شناختم
فهمیدم با بعضیا نباید خودت باشی،
باید خودش باشی ...!
فهمیدم جوری زندگی کنم که
نه جایگزین کسی باشم نه کسی
جایگزین خودم...
من فهمیدم باید به خودم تکیه کنم
چون دیگران فقط یه رهگذرند
فهمیدم آدمها وقتی پای منفعتشان
وسط باشه خبری از معرفتشون نیست
فهمیدم وقتی دیگه نمیتونن ازم
سواستفاده کنن بهم میگن؛
چقدر عوض شدی ...
دعا می کنم دنیا پر بشه از آدمهایی
که نه زمان عوضشون میکنه نه زمین !
دیدگاه ها (۲)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³²ویو: اتاز وقتی برگشته بودیم...تق...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

You are mine...⁴[ویو نیلا]بعد از اینکه همه رفتن،جونگکوک از ر...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط