{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۴صبح از خونه میزنیم بیرون تا ۹شب. آخرش هم هیچی

الان تنها چیزی که به فکرم میرسه، اینکه از سرکارم استعفا بدم، هر چی دارم بفروشم برم کربلا اونجا ساکن بشم . حداقل اینطوری لذت هر روز رفتن به حرم رو میچشیم
دیدگاه ها (۲)

ولله اگر بدانم شب اول قبر میایی فردا دیر است همین امشب طلب م...

دلبر دلبرا...امام حسین نوکرا

نه خوشگل ترین شهادت اینکه وقتی داری شهید میشی

ولی خدایی حق ما دهه هشتادی ها این نبود ..

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:71 میخواستم همه چیزو ول کنم و...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p26نینا با حرص نزدیک‌ترین بالش رو برداشت ...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

گذشته روباه و اینده روباهپارت : 13 ناروتو هنوز بیهوش بود بور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط