{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌱🍒 باد اسبی است، بشنو که چگونه می تازد از میان دریا و از

🌱🍒 باد اسبی است، بشنو که چگونه می تازد از میان دریا و از میان آسمان، بشنو که چگونه زمین را درهم می نوردد، تا مرا به دوردست های دور ببرد. در آغوشت پنهانم کن، لااقل همین یک شب را پنهانم کن! که این شب باران، دهان های بی شمارش را سخت بر زمین و بر دریا نهاده است. بشنو که چگونه باد می خواهد چهارنعل، مرا با خود برد بگذار باد بگذرد، آن پس مرا ترک کن ... 🍒🌱
دیدگاه ها (۰)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p67«بوی خوبی می‌ده...»همون لحظه لعنتی به ...

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 سال ها قبل رن خواهرش را شب ها ت...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

007-پنهان در مه - پارت ۸۲

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط