{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو ممنونم

از تو ممنونم
بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت
وقتی می توانست بگریزد
از این شانه‌هایِ افتاده و اشک‌هایِ مانده در دیدگان.
ازتو ممنونم
بخاطرِ اثباتِ بودنت
در این سرایِ آهنینِ آدم‌ها
که هر ثانیه‌اش ترس است و آوازِ تنهایی.
زمان، آموخته به افکارم
بعضی آدم‌ها سایه‌یِ وجودشان
غبار از دلِ تنگت بر می‌دارد
چه رسد به حضورِ همیشگی شان.
تو یک نگاهت می‌ارزد
به تمامِ آنانی که باید می‌بودند اما نمانده‌اند...

فــــــsheybanـــــــؤاد
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

از تو ممنونم بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت وقتی می توانست بگریزد...

از تو ممنونم بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت وقتی می توانست بگریزد...

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، ...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

یوسف محمدی شاعر کرمانشاهی

𝐺𝑢𝑛#Jeon_rina #jeon_victor #part31---**[۵ سال بعد – شب]**بار...

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داریکی از مسیر کوچه قصد عبور داری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط