{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیر

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، تمامِ تکه‌های باقی‌مانده‌ات را درون چمدانی بریزی و برای همیشه بروی...
بريدن همیشه به معنای کم‌آوردن نیست؛ گاهی سرآغازِ یک مانیفستِ بزرگ برای بقاست.
یک‌روز مواجهه‌ی غریبی با آینه خواهی داشت؛
روزی که می‌فهمی در این جغرافیا، در میان این آدم‌ها و این نقش‌های تکراری، دیگر چیزی از «تو» باقی نمانده است.
آنجاست که باید شجاعتِ تلخِ بریدن را به جان بخری.
باید خودت را از تمامِ وابستگی‌های سمی، از انتظارهای بی‌هوده و از خاطراتی که مثل خوره روحت را می‌تراشند، پس بگیری.
باید خودت را برداری و به سمتی بروی که هیچ‌کس نشانی‌اش را بلد نیست.
این رفتن، یک سفرِ جغرافیایی نیست؛ یک هجرتِ درونی است.
تو راه می‌افتی تا در خلوت و سکوت، از نو متولد شوی.
جای زخم‌ها باقی می‌ماند، اما این‌بار زرهِ تو می‌شوند.
نگاهت عمیق‌تر می‌شود، صدایت آرام‌تر و خنده‌هایت گزیده‌تر.
تو در این مسیر، به آدمِ دیگری تبدیل می‌شوی؛
کسی که دیگر به راحتی نمی‌شکند،
به راحتی دل نمی‌بندد،
و برای اثباتِ خودش به دیگران، به آب و آتش نمی‌زند.
غریبه شدن با گذشته، بهای سنگینی دارد،
اما آرامشی که بعد از آن می‌آید، به تمامِ این غربت می‌ارزد.
تنهاییِ جدیدت را سفت بغل کن؛
این آدمِ جدید، خسته است اما سرانجام یاد گرفته است که چطور روی پاهای خودش بایستد.
گاهی برای پیدا کردنِ خودِ واقعی‌ات،
باید ابتدا گم شدن در یک دنیای جدید را بلد باشی... 🖤🕊️
دیدگاه ها (۱)

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

آنجا که مه، کوه‌ها را در آغوش می‌کشد و صخره‌های کهنسال در گو...

مردم فکر می‌کنند مرگ یعنی پایانِ نفس کشیدن؛اما من می‌گویم مر...

این روزها وقتی دلتنگ می شوی کسی برایت جا باز نمی کند باید در...

دمی مهمان خودت باش بگذار ، بگذرند روزهایی که مال تو نیست و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط