از تو ممنونم بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت وقتی می توانست بگر

از تو ممنونم بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت وقتی می توانست بگریزد از این شانه‌هایِ افتاده و اشک‌هایِ مانده در دیدگان.
از تو ممنونم بخاطرِ اثباتِ بودنت در این سرایِ آهنینِ آدم‌ها که هر ثانیه‌اش ترس است و آوازِ تنهایی.
زمان، آموخته به افکارم بعضی آدم‌ها سایه‌یِ وجودشان غبار از دلِ تنگت بر می‌دارد چه رسد به حضورِ همیشگی شان.
تو یک نگاهت می‌ارزد به تمامِ آنانی که باید می‌بودند اما نمانده‌اند...


#𝐒𝐞𝐭𝐚𝐫𝐞𝐡_𝐊𝐢𝐦𝐢𝐲𝐚
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

از تو ممنونم بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت وقتی می توانست بگریزد...

از تو ممنونم بخاطرِ حسِ خوبِ دست‌ هایت وقتی می توانست بگریزد...

روئیدیدر قلب من...به سان گل کوچکیکه کنار دیوار می روید...هم...

😍😍😍😍مامان خانم؛ از تو ممنونم که مامان من شدیاز تو ممنونم که ...

#مٺݩ_شب🌃_نرگس صرافیان طوفان:مامان خانم؛از تو ممنونم که مامان...

سال دیگر از هجرت مژگانت گذشت و تو همچنان نورانی و خورشیدوش د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط