در هیاهوی جهان

در هیاهوی جهان،

در هیاهوی جهان،
جایی میان تپش‌های ناآرامِ زمان،
تو آمدی...
نه با صدای بلند، نه با فریاد،
بلکه آرام، شبیه نسیمی که
بی‌دلیل دل را می‌لرزاند.

و من، در سکوت آن نگاه،
چیزی یافتم فراتر از واژه‌ها،
تو شدی آن حقیقت بی‌پایان،
آن نورِ همیشگی،
سرمایه‌ی جاودانه‌ی قلبی که
روزی تهی بود از معنا.

حالا هر لبخندت را ذخیره می‌کنم،
هر آهسته گفتنت را با نخ خیال
می‌دوزم به لباسم،
که فراموش نکنم؛
من، با داشتن تو، چیزی دارم که زمان از ربودنش عاجز است.

تو تنها داراییِ منی در جهانی که
همه‌چیز را می‌گیرد،
تو همان سرمایه‌ای هستی
که حتی مرگ هم نمی‌تواند از
قلبم جدا کند...
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۷)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۳ ‌با نزدیک شدن به ا...

### پارت ششم: «عطرِ خطر در راهروهای تاریک»نورِ کم‌فروغِ ماه ...

در سکوتِ شب،نامت راآهسته صدا می‌کنمتا ماهبه حسادت بیفتد.تو ر...

عشق، در غایی‌ترین شکلِ خود، رسیدن به مرحله‌یِ «قرار» است؛ هم...

با تمام وسعت دلم، برایت این‌گونه می‌نویسم:تو آن لحظه‌ای هستی...

باز کن پنجره راگوش کن حرف دلتزندگی می گذرد با تپش آن گل سرخز...

جانم بر فدایت حسین

زندگی، نه در دویدن برای رسیدن به مقصد، که در کیفیتِ قدم‌هایی...

#دکلمههمه‌چیز از چشم‌های تو شروع شد...از آن لحظه که نگاهم بی...

دریاچه (به فرانسوی: Le Lac)یکی از شاهکارهای ادبیات فرانسه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط