عشق، در غاییترین شکلِ خود، رسیدن به مرحلهیِ «قرار» است؛
عشق، در غاییترین شکلِ خود، رسیدن به مرحلهیِ «قرار» است؛ همان نقطهای که در آن، هیاهویِ جهان پشتِ مرزهایِ یک آغوش متوقف میشود. پیوندی که در آن، دستها نه برایِ تملک، بلکه برایِ بخشیدنِ امنیت به هم گره میخورند. در این میانه، سکوت نه به معنایِ تهی بودن، بلکه لبریز بودن از اطمینانی است که نیاز به واژه ندارد. تکیه کردنِ انسانی به انسانی دیگر، شبیهترین حالت به آرامشِ طبیعت پس از طوفان است؛ نوعی ریشهدواندن در بطنِ هستی، فراتر از زمان و مکان.
- ۳.۳k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط