{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفربایدروی سیم هامیخوابید..😭😭😭💔💔💔❤️‍🩹

یک نفربایدروی سیم هامیخوابید..😭😭😭💔💔💔❤️‍🩹
برای رد شدن از سیم خاردار باید یک نفر روی سیم خاردار می خوابید تا بقیه از روش رد بشن

 داوطلب زیاد بود قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان همه اعتراض کردند الا یک پیرمردگفت: 

 چکار دارید بنامش افتاده دیگه.

 عجب پیرمرد سنگ دلی، دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان؛
جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار در دلها غوغائی شد
بچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان همه رفتند الا پیرمرد.
گفتند بیا

گفت: نه  شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش ؛ مادرش منتظره


🥀برای ارواح طیبه شهدا صلوات🥀
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم💔🥀
#شهدا_با_نثار_جان_خود_به_ما_آزادی_وامنیت_راهدیه_داده_اند😭💔🥀
#شهدا_شرمنده_ایم_که_مدام_شرمنده_ایم😭💔🥀
#قدر_دان_خونهای_پاک_ومطهر_شهدا_باشیم😭💔🥀
#قدر_دان_از_خود_گذشتگی_شهدا_جانبازان_اسرای_جنگ_تحمیلی_وهمۀ_نیروهای_دفاعی_ومدافعان_حریم_خاک_مرز_وبوم_ونوامیس_ومردم_کشور_عزیزمان_ایران_اسلامی_باشیم🙏🏼😭💔🥀
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج_بحق_وحرمت_عمه_سادات_زینب_کبری_سلام_الله_علیها🤲🏼🤲🏼😭💔🥀
دیدگاه ها (۱)

🌿شهـید یوسف داور پناه🌿مادرشـهید میگفت: من مظلوم ترین مادر شه...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 21چند روز از ورود چویا و سلیا به...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

رمان انتقام ازدواج کامل

📖 آکادمی آستریاپارت دوازدهم | «کلید»هوای آکادمی سنگین‌تر از ...

Destiny part 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط