{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای از دل و جان رسته...

ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته

از دام جهان جسته بازآ که ز بازانی

هم آبی و هم جویی هم آب همی‌جویی

هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ایشانی

چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان

آمیخته‌ای با جان یا پرتو جانانی

نور قمری در شب قند و شکری در لب

یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی

هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر

بازار چنین خوشتر خوش بدهی و بستانی

از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن

زهر از کف تو خوردن سرچشمه حیوانی
مولانا
دیدگاه ها (۹)

مولانا

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادمیا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌...

صد #نامه فرستادم، صد راه نشان دادمیا راه نمی‌دانی یا نامه نم...

جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانیبازآ تو از این غربت تا چ...

بس که من دل را به دام عشق خوبان بسته‌اموز نشاط عشق خوبان توب...

بس که من دل را به دام عشق خوبان بسته‌اموز نشاط عشق خوبان توب...

یارم تویی، یارم توییتنها تویی، تنها تویی، در خلوت تنهاییم تن...

یارم تویی، یارم توییتنها تویی، تنها تویی، در خلوت تنهاییم تن...

غزل زیبای شماره ۲۸۴۰ دیوان شمس مولانا

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن ماییمفروش خویش ارزان که تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط