حس تعلق نداشتن داره از درون نابودم می‌کنه

حس تعلق نداشتن داره از درون نابودم می‌کنه.

حس تعلق نداشتن داره از درون نابودم می‌کنه.
تعلق نداشتن به این خانواده، تعلق نداشتن به هر جمعی، تعلق نداشتن به دوستام،
تعلق نداشتن به هر محیطی پامو توش می‌ذارم، تعلق نداشتن به کره ی زمین، تعلق نداشتن به این دنیا.
انگار واقعا جای اشتباهی به دنیا اومدم یا اشتباهی تناسخ پیدا کردم.
وگرنه این همه نداشتن اشتیاق، حال نکردن با آدما و درک نکردن کارایی که انجام می‌دن‌.
کلافه شدن از حرفای سطحیشون و حال نکردن با هیچ چیزی بجز تنهایی، سکوت، و موسیقی عادی نیست.
‌
‌-
دیدگاه ها (۴۳)

انگار من توی هیچ جمعی جا نمی‌شم؛ همیشه یه گوشه‌ام، همیشه ساک...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

دلتنگی جفت های روحی برای یکدیگر فقط یک احساس #نوستالژی عادی ...

#بِهَمِهـچےعادتـمیکنیمبه نداشتن اینترنتـبه بنزین ۳ هزار تومن...

کتاب

جامعهوازده کیست و نمودهای وازدگی چیست؟درباره تقسیم‌کنندگان ش...

‌شامبال نصف شون شومبلین وکس مثز چژ گسیچ یمی سگ زنز سکژ بکز س...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۴۲۳→

اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارمهر چی گل شقایقه رو خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط