عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

نفسم کاش که در صومعه یارم بودی
راهب این دل بی صبر و قرارم بودی
در فراسوی خیالم به تو می اندیشم
تو که محبوب تر از ایل و تبارم بودی
شعر من از نفس گرم تو بر می خیزد
وقت دم کردن این شعر کنارم بودی
چه بلاها که نیامد به سرم بعد از تو
مایه ی امن و امان دل زارم بودی
من که از جنس خزان هم قدم پاییزم
تو فقط دلخوشی فصل بهارم بودی
دیدگاه ها (۰)

منکه در دنیا کسی👇 جـز تـو ندارم پس بمان هرچه دارم پای عشقت م...

قُدٍری بًرآی زٍنِدٍگی کردٍنِ کنِآرمً بًآشُشُآیدٍ مًدٍآرمً نِ...

قدری برای زندگی کردن کنارم باششاید مدارم نیستی امّا قرارم با...

السَّلاَمُ‌عَلَیْکِ‌أَیَّتُهَا‌الصِّدِّیقَةُ‌

بـــــهاران میـــرسد اما ، نمیـــبینم نـــــــگارم راکه مانن...

اگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم راشمارم مو به مو شرح غم شب‌ها...

حسن صدیق شاعر الشتری

از تو می باید گفت...از تو ای پاک ، نجیب...از تو ای حرمت عشق....

شعر_مهدویچگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام راچه علتی بیاورم ند...

مبین بروجردی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط