دلنوشته‌هایاربعینی

🖤 #دلنوشته‌های_اربعینی

🖤 #دلنوشته‌های_اربعینی

🌱 خاطره‌ها وقتی که اربعین نزدیک می‌شود، فرصت جولان بیشتری پیدا می‌کنند.
گاهی برای آتش زدن می‌آیند و گاهی برای امید دادن.
🌱 خاطرۀ آن سالی که هر چه کردم، توفیق یارم نشد و ماندم در حسرت راه نجف تا کربلا.

🌱 خاطرۀ آن سالی که بار سفر بستم و رفتم؛ اما توفیق تا مرز بیشتر یارم نبود و برگشتم و خاطرۀ آن سالی که گویی همه چیز دست به دست هم داده بودند که نروم؛ ولی رفتم و یک دل سیر اشک ریختم و راه رفتم و زیارت کردم.
🌱 حالا نشسته‌ام در خانه و نمی‌دانم چه تقدیر کرده‌ای برای من؟ فقط جولان خاطره‌ها را به تماشا نشسته‌ام و دست پنجه نرم می‌کنم با این پریشانی.
🌱 آقا! می‌روم یا نه؟ حتماً دوست داری این حال پریشان مرا! پس چون تو دوست داری، خیالی نیست،‌ می‌سازم با این پریشانی!

#اربعین
دیدگاه ها (۰)

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

❤️همسرانه❤️یک تمرین ساده: امشب سعی نکنید همسرتان را «بفهمانی...

#عاشق در نگاه او part 1امروز هوسوک با داد بیدارم کرد که بلند...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

چند پارتی

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگان.پیش از سفر اربعین، برای ...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط