{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(◠‿◕) 👈

(◠‿◕) 👈
...
‍‍مستی چشمت مـرا اول کمی عیاش کرد
رفته رفته شد اراذل بعد از آن اوباش کرد

هیچ میدانی که چشمانت چه با من می کنند
آنچه با درد ِ مفاصل شیره‌ی خشخاش کرد..! 💋 ‌:))))

#دلتنگتم_بیمعرفت🤍
#دوست_دارم

🤍🌸💖💜💛🧡💞💞💞
✿ ✿
دیدگاه ها (۰)

این موضوع، وزنِ سنگینی را به تنهایی بر دوشِ هر پنج نفر اضافه...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت دوم: تلاقیِ نگاه‌های سرنوشت‌...

خاطرات کرمیت روزولت آمریکایی رو خوندن

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط