{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

راه امشب می‌برد سویت مرا
می‌کشد در بند گیسویت مرا
گاه لیلا، گاه مجنون می‌کند
گُرگ و میش چشم آهویت مرا
من تو را بر شانه‌هایم می‌کشم
یا تو می‌خوانی به گیسویت مرا
زخم‌ها زد راه بر جانم ولی
زخمِ «عشق» آورده تا کویت مرا
خوب شد دردم دوا شد، خوب شد
دل به عشقت مبتلا شد خوب شد
خوب شد دردم دوا شد، خوب شد
دل به عشقت مبتلا شد خوب شد...
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

شخصیت های توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط