عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

رفته ام از خاطرت ، ماندی تودر یادم هنوز
قاب عکست مانده بر دیوار دل، شادم هنوز
درد دوری را  به  جانم  می خرم با  یاد  تو
در  سکوتی  بی امان ،  لبریز  فریادم  هنوز
این زمستان هم  حریف  آتش  عشقم  نشد
من که در گرمای عشقت مثل مردادم  هنوز
در گلستانِ  خیالت  جان   سپردم   بی وفا
آتشم در  عشق  خود چون شعله  در  بادم
هنوز
آستین  بالا  زدم  تا  عشق خود  ثابت  کنم
امتحان پس داده ام، درعشق استادم هنوز
من برای با تو بودن جانِ  شیرین  می دهم
بیستون را می کَنَم  باعشق ، فرهادم هنوز
می روم بر بام  شهرت  تا شوم  رسوای تو
بند  عشقت  بر   دلم    آزادِ    آزادم   هنوز
دیدگاه ها (۰)

غــــم عشقت بحلاوت خورم و دلشادماین عبادت بارادت کنـــم و آز...

فـــاش میگویـــــم و از گفته ی خود دلشـــــادم دوستـتـــــــ...

من از آن روز که دربند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر اف...

چه کنم ز غمی که دهد بر بادم ❤ چه کنم که دمی نروی از یادم ❤...

*تو به ز من سرکویت هزارها داریولی بدان که گدایت فقط تو را دا...

من از آن روز که دربند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر اف...

من از آن روز که دربند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر اف...

امروز روز بزرگداشت سعدی شیراز استمن از آن روز که دربند توام ...

من از آن روز که در بند توام آزادمپادشاهم که به دست تو اسیر ا...

تبعیدتو دل دل می کنی اما دلم را دست تو دادمولی ای کاش جای دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط