فردی برای جلب مشتری بیشتر یه طوطی گذاشته بود تو مغازه‌‌ش اما هر وقت ...

.

.
♨️فردی برای جلب مشتری بیشتر یه طوطی گذاشته بود تو مغازه‌‌ش، اما هر وقت که مشتریا با طوطیه ور میرفتن، اونم بهشون یه متلکی مینداخت. 

صاحب مغازه که این وضع رو دید، یه روز پارچه‌ای انداخت رو قفس طوطی تا کسی دست به قفسش نزنه و اینم متلک نگه... چند روزی که گذشت، وقتی می‌بینه صدایی از طوطی درنمیاد. پارچه رو آروم کنار میزنه ببینه چه خبره که یهو طوطیه میگه: دیدی مرض از خودته، دلت می‌خواد...

آقا محسن ما که بی خیال این حرف پدرت شده بودیم چه دردی بود که این قصه تلخ رو دوباره سر زبونها انداختی!

فرزند هنر باش نه فرزند پدر
فرزند هنر زنده کند یاد پدر را...
خلاصه محسن هاشمی خوب یاد پدر رو زنده کرد.

🇮🇷تحلیل سیاسی و جنگ نرم
دیدگاه ها (۰)

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۷ویو راوی بعد از...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

I'm not jealous part 60اسم دختر کوچولوشون هارامه خیلی کیوته ...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

به شرط آبرو یا جان، قمار عشق کن با ما که ما جز باختن، چیزی ن...

پارت5تو کالسکه بودیم که پدر گفت تو بازار نگه دار تا به خیاط ...

هدیه ای برای مادر چهاربرادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کر...

هدیه ای برای مادر چهاربرادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کر...

ای که خبر نداری از عالم و عشق..باخبر باش که زندگانی با یاد خ...

مهمان داریم چه‌مهمان شهید امشب، متولد تیره؛ ۲۱ تیر ۱۳۷۰ اهل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط