{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه

خبری نیست از آن یار وفادار دلم !
او ندارد خبر از غصه ی بسیار دلم !
چه کنم تا ندهد اینهمه آزار مرا ...
چه کنم گر نزند تیشه به دیوار دلم !
از غمش طاقت دوری بخدا نیست مرا
چه کنم شد به غم عشق گرفتار ، دلم !
آرزویم شده یک لحظه فقط دیدن او
تا که آرام شود از پس دیدار ، دلم !
گر چه اندازه یک عمر از او دلگیرم
کاش می شد که بیاید بشود یار دلم !
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

گرمرا ترک کنی من زغمت میسوزمآسمان رابه زمین جان خودت میدوزمگ...

گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت م...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت می ...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت می ...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزمآسمان را به زمین جان خودت...

من دلم پیش کسی نیست، خیالت راحتمنم و یک دل دیوانه خاطر خواهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط