گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم
آسمان را به زمین جان خودت می دوزم

گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

بی تو یک لحظه رمق در دل و در جانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوانه دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام

این دل پر ز ترک اینهمه غم لایق نیست
دل چون سنگ تو را جز دل من عاشق نیست..
دیدگاه ها (۳)

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

((سایه ی فراتر از جنگ))قسمت اول :مهمانی در تاریکیشب بود.دهکد...

part66. . (smat) اجازه نداد جوابشو بده و بومو دنبال خودش کشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط