{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای غم ! نمی دانم

ای غم ! نمی دانم
روز رسیدن روزی گام که خواهد بود
اما درین کابوس خون آلود
در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست
دردی ست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته می گرید
در من کسی آهسته می گرید
دیدگاه ها (۰)

#هیچ چیز در #دنیابدتر از معمولی شدن برای کسی نیست ...تبدیل ب...

بازآی دلبرا که دلم بی قرار توستوین جان بر لب آمده در انتظار ...

همه ی ما یه روزی فراموش میشیم....

بهم ميگی تحمل كن، درست ميشه.درست شدن تا يه جايی ارزش داره، ت...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

بهار بدون تو

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۵: پژواکِ سکوت در هزار کیلومترید...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۲ آسمان آبی و جاده کوهستانی تقریباً خ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط