محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۴۲
ویو ته
رزا داشت به اون دوتا که پایین داشتن با هم میخوابیدن نگاه میکرد
انگار خوشش میاد چون لحظه ای چشم بر نمیداره
نگران نباش رزا خانوم بزودی قسمتت میشه 😈
تو فیک هم تهیونگ رو منحرف کردم
بهش گفتم بپره روی الاکلنگ ، پرید ، و برای اینکه زمانم نره و طناب کناری رفتم
کمی تاب خوردم
تنها کسی که میتونه رزا رو نجات بده منم
لحظه ای قلبم ایستاد یه نفر روی پشت زانوی رزا چاقو کشید و مطمئنم ربات پاش پاره شده
الان وقتشه
و پریدم روی اون یکی صندلی الاکلنگ و رزا پرت شد یکی از طناب ها رو گرفت
از پاش خون میچکید کاش من به جای اون به این حال می افتادم باید برم پیشش
به یکی از بچه هایی که روی طناب بود اشاره کردم پرید و من هم پرت شدم سمت رزا یکی از طناب های کناری رزا رو گرفتم
- پات ....
+ مهم نیست باید از این بازی جون سالم ببریم
لباسم رو پاره کردم و دور زانوش پیچیدم
+ آخ ....
- الان تموم میشه
سینه هام و سیس پک هام تو چشم بود
ویو رزا
اومد پیشم و لباسش رو پاره کرد ، دور زانوم بست سیس پک هاش توجه هم رو جلب کرده بود
عرق از سینه هاش میریخت و آدمرو تحریک میکرد
با دیدن ..... درد پام رو فراموش کردم محوش شده بودم یعنی روزی میشه که با زبونش همشو لمس کنم
- میخوای
+ چچچچی ی رو ؟
- خودت میدونی همش مال خودته
توف تو این شانس ته یونگ حس ششم خیلی خوبی داره
معذب شدم روی صورتم داغی حس کردم
نکنه ....
وای رزا گونه هات قرمز شده
ته یونگ اومد نزدیک و دست کرد زیر دامنم باسنم رو لمس میکرد و لحظه ای پشیمون شدو دستش رو کشید سمت خودش
دلم میخواست ادامه پیدا کنه .....
خب خب این هم از پارت ۴۲ دارم به بدبختی و بدون ایده پارت میدم 😭😭
بدتر از این مدارسسسسسسس
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
اوه تازه کسایی که مثل خودم امسال میرن هفتم علام حضور کنید و میشه بگید چه ماهی ؟
کنجکاو شدم چون کامنت پارت قبلی همه یهو هفتی بودن
ماشاالله همه مثل من قراره بدبخت تر از قبل شن 😭😭😭😭😭😭😭😭
شرط
لایک ۳۰
کامنت ۲۵
بازنشر ۱۰
با شرط ها حال کنید 😊
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
پارت ۴۲
ویو ته
رزا داشت به اون دوتا که پایین داشتن با هم میخوابیدن نگاه میکرد
انگار خوشش میاد چون لحظه ای چشم بر نمیداره
نگران نباش رزا خانوم بزودی قسمتت میشه 😈
تو فیک هم تهیونگ رو منحرف کردم
بهش گفتم بپره روی الاکلنگ ، پرید ، و برای اینکه زمانم نره و طناب کناری رفتم
کمی تاب خوردم
تنها کسی که میتونه رزا رو نجات بده منم
لحظه ای قلبم ایستاد یه نفر روی پشت زانوی رزا چاقو کشید و مطمئنم ربات پاش پاره شده
الان وقتشه
و پریدم روی اون یکی صندلی الاکلنگ و رزا پرت شد یکی از طناب ها رو گرفت
از پاش خون میچکید کاش من به جای اون به این حال می افتادم باید برم پیشش
به یکی از بچه هایی که روی طناب بود اشاره کردم پرید و من هم پرت شدم سمت رزا یکی از طناب های کناری رزا رو گرفتم
- پات ....
+ مهم نیست باید از این بازی جون سالم ببریم
لباسم رو پاره کردم و دور زانوش پیچیدم
+ آخ ....
- الان تموم میشه
سینه هام و سیس پک هام تو چشم بود
ویو رزا
اومد پیشم و لباسش رو پاره کرد ، دور زانوم بست سیس پک هاش توجه هم رو جلب کرده بود
عرق از سینه هاش میریخت و آدمرو تحریک میکرد
با دیدن ..... درد پام رو فراموش کردم محوش شده بودم یعنی روزی میشه که با زبونش همشو لمس کنم
- میخوای
+ چچچچی ی رو ؟
- خودت میدونی همش مال خودته
توف تو این شانس ته یونگ حس ششم خیلی خوبی داره
معذب شدم روی صورتم داغی حس کردم
نکنه ....
وای رزا گونه هات قرمز شده
ته یونگ اومد نزدیک و دست کرد زیر دامنم باسنم رو لمس میکرد و لحظه ای پشیمون شدو دستش رو کشید سمت خودش
دلم میخواست ادامه پیدا کنه .....
خب خب این هم از پارت ۴۲ دارم به بدبختی و بدون ایده پارت میدم 😭😭
بدتر از این مدارسسسسسسس
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
اوه تازه کسایی که مثل خودم امسال میرن هفتم علام حضور کنید و میشه بگید چه ماهی ؟
کنجکاو شدم چون کامنت پارت قبلی همه یهو هفتی بودن
ماشاالله همه مثل من قراره بدبخت تر از قبل شن 😭😭😭😭😭😭😭😭
شرط
لایک ۳۰
کامنت ۲۵
بازنشر ۱۰
با شرط ها حال کنید 😊
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
- ۷.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط