جهنم من

جهنم من💀⚰️

جهنم من💀⚰️
پارت ⁹


ارسلان، صدا گریه شدیم رفتم دیدم دیانا هست

دیاناا



دیانا، برو پیش دوست دخترت'هقق هققق'


ارسلان، ندارم بخدا



دیانا، اها دیدم لبتو بوص کرد'هققق هققق '




ارسلان، بخدا مات بودن عزیزم
ام چیزه




دیانا، معلوم بود چیه'هق'



ارسلان، من از خوشم میاد



دیانا، منم'هققققق هقققق'
دیدگاه ها (۰)

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

پنهان عشق

رومان عشق پنهانی (پارت8)

پارت۵

وقتی بهت خیانت کرد

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط