احتیاج

(احتیاج)

«‏چون احتیاج داشتم که دوست بدارم و دوستم بدارند، تصور کردم که عاشق شده ام، به عبارت دیگر خودم را به حماقت زدم.»

#آلبر_کامو
#موسیقی
#پیانو
#دوست
#احتیاج
#عاشق
#عشق
#حماقت
دیدگاه ها (۳)

نمی‌دانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با ...

💗🤍

/عشق فراموش شده/{p6} ...

حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...

پارت ۴ (سرنوشت)

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

چیشد که کاوریست شدم

چند پارتیـــــــــ🤍✈️🤍ـــــــــوقتی از سفر کاری برمیگرده«فصل...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

{ عشق بی پایان}پارت:۱اوهههه با اینکه این کتاب رو ۱۰۰۰۰۰ بار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط