عشق

عشق :

چیزی بجز فداکاری نیست""
🌹🌹🌹
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند
زن جوان: یواش تر برو من می ترسم
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواش تر برونی
مرد جوان: مرا محکم بگیر
زن جوان: خوب، حالا می شه یواش تر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی
سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه
روز بعد روزنامه ها نوشتند
برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه
که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،
یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت
مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن
جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت
و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش
رفت تا او زنده بماند
و این است عشق واقعی. عشقی زیبا🌹♥️
دیدگاه ها (۰)

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:10و...

خاطرات ناتمام Part1تو اون شبِ پاییزی ، باد تندو خشن لباس هاش...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ۹ نهم

پارت ۴۶

_ آره اون زنش رو داد به من. زنش هم به من داد. قطعا ران آخرین...

dark life = 38

پارت چهاردهم سبز یشمی زیر بارانباران هنوز بند نیامده بود.تهی...

Custom bride part : 4

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. انها از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط