{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

چشمانت
وقتی به چشمانم قفل می‌شود
انگار مایعی داغ
از قلبم تا سرانگشتان پا
سرازیر می‌شود
زمان می‌ایستد،
و در این سکونِ بی‌پایان
تنها نگاه من و توست
که حرف می‌زند
می‌شنوی؟
نگاه‌هایمان برای هم دلبری می‌کنند
یکی نجوا می‌کند:
نباشی، دنیا نباشد
و دیگری آرام می‌گوید
پلک‌هایت اگر بسته شوند،
دنیایم تاریک می‌شود
در این گفت‌وگوی خاموش
اشکی در چشمم حلقه می‌زند
و چشمی دیگر
بی‌پروا جاری‌اش می‌کند
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑧من در سرزمینیکه تو را در آن نب...

وقتی پنجره ی دل را باز میکنینسیمی شروع به وزیدن می کندنسیمی ...

وقتی پنجره ی دل را باز میکنینسیمی شروع به وزیدن می کندنسیمی ...

💭در‌ دل تاریکیتو را در آغوش کشیده ام ؛دستانم تار موهایت را م...

امروز روز یکشنبه بنفش هست .بنفش یعنی وقتی بیدار می شوی یک دن...

به آیینه نگاه می‌کنم.سرم درد می‌کند ورگه‌های قرمز چشمانم از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط