{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باران❣ و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسی

#باران❣ و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسیدم به جمعیّتی که راه نمی‌دادند، حتی به عمد دست دراز می‌کردند تا نگذارند جلوتر بروم!
می‌دانستم که نمی‌رسم، امّا رفتم، تمامِ شب، تمامِ روز...

- هوشنگ گلشیری

#دلنوشته#عکسنوشته✍
#بوقت دلتنگی❣
#باران_پاییزی🍂
#ویسگون♾️


💛฿ѦℜѦη.℘ѦˠizЇ💛
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁴﴿ویو ات﴾تمام شب، حرف‌های سرایدار و رفت...

One

و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسیدم به جمعیّ...

و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسیدم به جمعیّ...

‏و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود یا می‌رسیدم به جمعیت...

#باران ❣خدایـــــا ڪنارم باش....‌‌‌‎‌‌‎‌❤️#دلنوشته#عکسنوشته✍...

#باران ❣چه غریبانهتو با یاد وطن می‌نالیمن چه گویمکه غریب است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط