{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و من

و من
همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود،
یا می‌رسیدم به جمعیّتی که راه نمی‌دادند،
حتی به عمد دست دراز می‌کردند
تا نگذارند جلوتر بروم ...
می‌دانستم که نمی‌رسم
امّا رفتم ...
تمامِ شب
تمامِ روز............
دیدگاه ها (۴)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

یکی بود که خیلی پولدار بود،اما همیشه فقط یک دست کت‌وشلوار قه...

آوای شبپارت ۲ ویو نویسندهشب کریسمس بود همه خوشحال بودند جشن ...

یه روز می‌رسه که دیگه فقط از پشت صفحه بهشون نگاه نمی‌کنم...ی...

𓆩♡𓆪 𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐆𝐢𝐫𝐥𝐬' 𝐃𝐚𝐲 🎀🪽روز جهانی دختر مبارک به تمام دخترایی ...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط