و من همیشه میخوردم
و من همیشه میخوردم
به دری که بسته بود،
یا میرسیدم به جمعیّتی که راه نمیدادند،
حتی به عمد دست دراز میکردند
تا نگذارند جلوتر بروم
میدانستم که نمیرسم
امّا رفتم،
تمامِ شب،
تمامِ روز.......
به دری که بسته بود،
یا میرسیدم به جمعیّتی که راه نمیدادند،
حتی به عمد دست دراز میکردند
تا نگذارند جلوتر بروم
میدانستم که نمیرسم
امّا رفتم،
تمامِ شب،
تمامِ روز.......
- ۷۲۹
- ۰۹ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط