{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهمهه کپشنه💅🏿😈

مهمهه کپشنه💅🏿😈

عروسک من😈🔞

پارت هشتم

-چون دیگه تحمل از بوی موهات ندارم
عروسکم

سرشو از روی گردنم جدا کرد و به چشمای گرد شده ام دوخت

-هوم راه بیا

راننده در ماشین رو باز کرد

اول من پیاده شدم و بعد نیکولای

دستمو گرفت باهم وارد اون قصر سفید و طلایی
شدیم همه نگاهشون به ما بود جوریی که انگار

ادم ندیدن

+اینا چرا اینجورین

-چون اولین باره یکیو کنار من میبینن

یهو یه نفر به ما نزدیک شد

-اوهه نیکولای و ایشون

نگاهش افتاد به من که نیکولای لب زد

-عشقم فرشته ولکوف

اون مرده قهقه ای زد و لب زد

-نیکولای ولکوف و عشق

-اره شد

دستشو رو بروم قرار داد

-دیمتر م ولی خدا صبرت بده فرشته خانوم دستشو گرفتم

+به شما صبر داده به منم صبر میده دیگه

خندید نیکولای دستشو دور کمرم سفت کرد

-خوب نیکولای مزاحم نمیشم بای بای

رفتش رفتیم سمت میز نیکولای گفتش

-با کسی همکلام نشو من کار دارم باشه عروسکم

سرمو تکون دادم لبمو کوتاه بوسید و رفت این بوسه الان چیشدد مات بوسه اش شدم که یه

دختر اومد سمتم

-سلام عروس ولکوف

متعجب لب برچیدم

+شمااا

-آشنا میشیم ولی واقعا باورم نمیشه
چطوری تا الان با نیکولای موندی

همه احمقن من امروز اومدم جوریی میگن که انگار سه ساله میشناسمش

+عاشقشم اونم عاشقمه عشقمونو مارو
سر پا نگه داشته

دختره یکم واا داد و لب زد

-اوووه عالیه مبارک باشه

+ممنون

#رمان #عاشقانه #مافیایی
دیدگاه ها (۱۱)

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و نهم "فرشته"نیمه شب بود دستام ...

دست بزننننیددد🎀😈عروسک من😈🔞پارت هشتاد و دو کل روز رو روی تخت ...

کپشنننن پرنسس😫🎀عروسک من😈🔞پارت پنجاه و هشت وارد خونه شدیم ن‌ل...

کپشن مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و پنج -موهای خیست چه بوی خوب...

part:۸

My professorChapter:2Part:115نفسای آشنا و گرمش مثل جریان ملا...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nineteen ویوی جونگ کوک :بعد از ا...

پیک نیک ناموفق... #هیونجین #فلیکس #هان #چان #لینو #چانگبین #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط