من فکر میکردم جادوگر تو قصه هاست نگو اینجا دم یکیشون افتا

من فکر میکردم جادوگر تو قصه هاست نگو اینجا دم یکیشون افتا

من فکر میکردم جادوگر تو قصه هاست نگو اینجا دم یکیشون افتاد تو تله ... کسی میفهمه این چی میگه؟
https://wisgoon.com/pin/64483622/
دیدگاه ها (۳)

دزیره کلاری میگفت ؛ فکر میکردم بزرگ شدم تا وقتی که عاشق شدم ...

کپشن به شدت مهم *دوستان همین چند لحهظ پیش داشتم گریه میکردم ...

پدر خوانده فصل دو

پارت ۹ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو نویسندهدامیل : چیشد میاد انی...

داستان کودکانه «آرش و قصرِ خنده‌هایِ گمشده» به نویسندگی رزیت...

My lovely neighbor part : ۸۰

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

برم بخوابم دیگه فکر کنم اندازه تمام این چند روز که پست گذاشت...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط