{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

متهم: هر سه مامور زنده بودند

متهم: هر سه مامور زنده بودند
دوستانم آنها را به تیر بستند و بنزین ریختند و آتش زدند
وقتی آتش زدند بویی بلند شد که از آن حالم به هم ریخت و به سوی خانه فرار کردم
مسئول پرونده: به سمت خانه فرار کردی دوربین های ما ثبت کردند که تا آخرین لحظه آنجا حضور داشتی
سکوتِ متهم
دیدگاه ها (۰)

کلاه و لباس مأمور را علیرضا پرت کرد آن طرف و تلفن مأمور را ک...

♨️علی رضا سپاهی کسیه که مأمور امنیت رو با کمک عده‌ای کفتار ص...

🖤 پارت ۳۵ | «اتاق بازجویی»کوک پشت میز نشسته بود.مأمور پرونده...

امروز سالروز شهادت سید حسین بدرالدین الحوثیسر دادن شعار «صرخ...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

فاصله یک لبخند تا جنون

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

اخرین بازمانده

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

....تک پارتی از یونگی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط