{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند زد...

😔
دیدگاه ها (۰)

گاهی میان باران باید لبخند زد شاید همین لبخند آفتاب پنهان زن...

°•✓مهم‌ نیست‌ چقدراندوهت‌ عمیق‌ است،دلت که به نور خدا روشن‌ ...

من که هیچاصلا تمامِ جهان بستگی دارد به او..‌.چشم که باز کردص...

◍⃟♥️امـیدوارم هرجا که ایــستادیحتی اگر راهت از دلِ تاریکی می...

هرکه در سختی، لبخند زد،یقین بداند که دستِ خدا را در دلِ تاری...

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

P¹⁸سوآه لبخند زد.«ما پنج نفریم.»چه‌یون لبخند زد و دستش را وس...

🍓 مشتری همیشگی 🍰پارت ۱۰ تهیونگ هنگام رفتن برگشت.«نامیرا.»«هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط