خوش آن صبحی که به لبخند تو آغاز

خوش آن صبحی که به لبخند تو آغاز

☕️🤩




به سمت چای میروم،
اگر در مسیر کسی به من لبخند زد،
دو لیوان میریزم ...







خوش آن صبحی
که به لبخندِ تو آغاز شود...









#لبخند_و_چای#صبح_با_لبخند_تو#شعر_فارسی
#حس_خوب#صبح_زیبا#چای_داغ#دلتنگی_نکن
#تنهایی_ممنوع#لبخند_تو_کافیست#دوست_داشتن
#یاد_تو#عشق#آغاز_روز#شروع_دوباره#ویسگون
دیدگاه ها (۱)

صبح ها بیشتر از نور

پارت هشت راز خون

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داش پارت ۱۸ | «مسابقه‌ای که جدی شد» ...

پارت 1

...پارت اول...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

جنگل نفرین شده پارت ۲۹(یکی مونده به آخر)

👑 پارت پنجم | شام در قصرغروب همان روز، کالسکه‌ی خانواده‌ی کی...

پارت ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط