{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی(درخواستی)

[وقتی فقط تو میتونی آرومش کنی]

✨The End of the Final Part 🤍
_________________________________

شوگا کنار گل ها وایساده بود و بهشون نگاه میکرد
آروم رفتم کنارش و خودمو داخل بغلش جا کردم

"+هوف چی شده چرا ناراحتی

شوگا دستشو روی موهام می‌کشید

" _هیچی ناراحت نیست

"+دروغ نگو (کیوت)

شوگا بهم نگاه کرد دستشو از روی سرم برداشت
چند لحظه فقط نگام می‌کرد بعد انگشت شستش روی لبم کشید

آروم با دست به صندلی قهوه ای رنگ کنار درخت سیب اشاره کردم

" +بیا بشینیم

دست شوگا رو گرفتم و رفتیم روی صندلی نشستیم

" +چی شده

شوگا سرشو انداخت پایین
آروم دستمو بردم سمت موهاش و سرشو ناز کردم

"+بهم بگو..

شوگا سرشو بالا اورد و چند لحظه بهم خیره شد
آروم سرشو گذاشت روی شونم انقدر کیوت شده بود دلم میخواست بگیرمش بخورمش
دستم رو آروم روی موهاش می‌کشیدم تا بالاخره خودش لب باز کرد.

" _حرفاشون... یه‌جورایی حالمو بد کرد

هیچی نگفتم. فقط به حرفاش گوش دادم

شوگا چند لحظه ساکت موند

" _می‌دونی بعضی وقتا فکر می‌کنم واقعاً از اون روزا گذشتم... ولی یه حرف کوچیک کافیه که دوباره همه‌چی برگرده

دستم رو دورش حلقه کردم و آروم‌تر بغلش کردم

"+ لازم نیست همیشه وانمود کنی قوی‌ای

شوگا سرشو از روی شونم بلند کرد و نگام کرد

"_جلوی بقیه نمی‌خوام اینطوری باش
" _«ولی جلوی تو... نمی‌تونم خودمو قوی جلوه بدم

لبخندی زدم واقعاتش خیلی خوشحال بدم که شوگا دوسم داشت منم دوسش داشتم. بیشتر از هرچیز
دوباره سرشو روی شونم گذاشت

"_فقط یکم بغلم کن باشه؟

لبخند زدم و محکم‌تر بغلش کرد

"+ هرچقدر بخوای بغلت میکنم


شوگا هنوز توی بغلم بود و من فقط به سکوت بینمون گوش میدادم
دیگه ازش چیزی نپرسیدم چون میدونستم بعضی وقتا حرف نزدن خودش بهترین جوابه
انگشتامو آروم لای موهاش کشیدم و یه لبخند کوچیک روی لبم نشست

شاید هیچکدوممون نمیدونستیم فردا چی قراره پیش بیاد
اما اون لحظه برای من همه چیز کافی بود
همین که سرش روی شونم بود و میدونستم بهم اعتماد کرده
همین که تونسته بود پیش من خودش باشه
و من توی دلم فقط یه چیز میخواستم
که هرچقدر دنیا براش سخت شد همیشه یه جایی داشته باشه که بتونه نفس راحت بکشه

(پایان) (The End 🤍✨️)

___________________________

میدونم خوب نشود و زود تموم شد خب من نمیخواستم 3 پارت پشت سره هم آپلود کنم ولی خب قول دادم دیگه اینم پارت آخر بود این پارت آخرم نمیخوام بزارم 😂دیگه یکی ازم خواست پارت هدیه بزارم دلم نیومد بگم نه کاور چند پارتی جدید داخل استوری میزارم 💞
دیدگاه ها (۱۰)

سرنوشت(ویو رایا)داشتم از پله‌ها میرفتم بالا که یهو یادم افتا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

The unwanted Roommate قشنگا دیگه واسه کاور اهنگ نمیزارم........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط