{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#میشناسیم از بس زخم خورده تنم

#میشناسیم از بس زخم خورده تنم
نمیشناسیم اما منم سلام رفیق
سلامتی تورا فریاد میزند آن کس
که زهر ریخته چشمش درون جام رفیق

میان شعله عشقی که نیست میسوزد
شناسنامه یک عهد بی دوام رفیق
چون ابر غرش ما حکم بغض و باران است
رسیده فصل گریه های ناتمام رفیق

نگو غریبه غمت را چرا نمیفهمد
که حال و روز تورا آشنا نمیفهمد
چه شرح میدهی احوال نابسامان را
که هر که بغض ندارد تورا نمیفهمد

به یادگار بماند گلایه ام به شما
که اعتماد ندارم به سایه ام به شما
به هرچه درد که دارم قسم قسم به شما
که هر چقدر بنویسم نمیرسم به شما

دلم گرفته از این شهر شهر بی مرام رفیق
از این جماعت در فکر انتقام رفیق
کجای این شب شب بی اعتبار گریه کنم
به روی امنیت شانه ی کدام رفیق...
دیدگاه ها (۳)

میشناسیم از بس زخم خورده تنم نمیشناسیم اما منم سلام رفیق ♬♫♪...

نگو غریبه غمت را چرا نمی‌فهمدکه حال و روز تو را آشنا نمی‌فهم...

دلم گرفته از این شهر بی مرام...از این جماعت در فکر انتقام

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

من اگر از خواب و خیال تو رد شده بودم که کنون پای لنگ لغاتم د...

سلام دوستانان شاءالله که حال و احوال همه تون خوب خوب خوب باش...

بے معرفت دلم رو کنده از خودشـ😒 وقتے که رفت ندید تنم سرد شدهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط