نگو غریبه غمت را چرا نمی‌فهمد

نگو غریبه غمت را چرا نمی‌فهمد
که حال و روز تو را آشنا نمی‌فهمد
چه شرح میدهی احوال نابسامان را
که هر که بغض ندارد تو را نمیفهمد

به یادگار بماند گلایه ام به شما
که اعتماد ندارم به سایه ام به شما
دیدگاه ها (۱)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

‌ رهبر انقلاب💠 بعضی از زن‌ها تاب سختی‌های زندگی مردشان را...

تظاهر ؟ :))) حتی تظاهر هم نمیکنن :)))ماجرا اینه که چند روز د...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در خواستی

P2F2و دامیان گردن انیا رو گاز زد و بعد از چند دقیقه ول کرد و...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.10 (روایت از زبان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط