به یادگار بماند گلایه ام به شما که اعتماد ندارم به سایه

به یادگار بماند گلایه ام به شما؛ که اعتماد ندارم به سایه

به یادگار بماند گلایه ام به شما؛ که اعتماد ندارم به سایه ام به شما!
به هرچه درد که دارم قسم! به شما که هر چقدر بنویسم؛ نمیرسم به شما…
دلم گرفته از این شهر… شهر بی مرام رفیق
از این جماعت در فکر انتقام، رفیق
کجای این شب؛ شب بی اعتبار گریه کنم؟!
به روی امنیتِ شانه ی کدام رفیق...#رفیق
#خاصترین #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #تنهایی
دیدگاه ها (۱)

رمان انتقام ازدواج کامل

گردهمایی جانفدایان

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.17اون تنها شد تنها...

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۹لیویا POVگذر ثانی...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

Ten

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۵لیویا که دراز کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط